| |
یکی از سوغات های شهر فومن کلوچه آن می باشد . کلوچه فومن بطور سنتی در مغازه های شهر فومن چندین دهه است که پخت می شود که نظر تمام توریستهایی که وارد شهر می شوند را به خود جلب می کند . کلوچه فومن از آرد شیرینی پزی - شکر - روغن حیوانی - گردو - تخم مرغ - ادویه جات تهیه میشود . سالانه مسافران زیادی از داخل و خارج از کشور به دیدن شهر فومن می آیند . فومن از چندین مکان توریستی برخوردار می باشد ( ماسوله - قلعه رودخان - ... ) در پایان مسافرت از این کلوچه به عنوان سوغات این شهر خریداری کرده و به شهر خود برای اقوام خود می برند |
«شهرک چشمهسارهای شفاف» «روستای پلکانی» «شهرک ستارگان روشن» «روستای آبشارهای غلتان»؛ این روستای مسحورکننده در 36 کیلومتری شهر فومن در استان گیلان واقع است. جادة با صفایی که در میان شالیزارهای سبز و خرم و جنگلهای انبوه و سر به فلک کشیده از دو سر احاطه شده است ماسوله را از شرق به فومن و به دنیای خارج ارتباط میدهد.
اگر از کنار بستر مواج و خروشان «ماسوله رودخان» که از ستیغ کوهستانهای ییلاقی ماسوله سرچشمه گرفته و از پایین روستا میگذرد به تماشا بایستی طبیعت زیبای ماسوله در نیمه نخستین سال، با طراوت و سرسبز است، مثل تکههای زمرد، و در نیمة دوم سال، مانند قطعاتی از طلای ناخالص، لابهلای بناهای قدیمی و چشمگیر آن میدرخشد و منظرهای بس دلپذیری و رویایی به آن میبخشد. روستا متشکل از چهار قسمت به نامهای «محلة خانهبر» «محله مسجدبر» «اسدمحله» و « کش سر» است که در وسعتی به مساحت تقریبی صد و پنجاه هزار متر مربع رخ مینماید.
اختلاف ارتفاع از بلندترین نقطه تا پایینترین سطح روستا قریب صدمتر بوده و همین مسئله موجب پیدایش نمایی بینظیر در معماری ماسوله است. بدین نحو که گذرگاهها و معابر عمومی اکثراً همان بامهای خانههاست.بهعبارت دیگر در ماسوله غالباً وقتی از کوچهای گذر کنی از روی بام چند خانه گذشتهای و ارتباط این گذرگاهها، با وسیلة پلههای سنگی است که نمای کلی روستا را یکپارچهتر و زیباتر میسازد.
خانهها بیشتر دوطبقه و به ندرت یک و یا سه طبقه است. دالان، سیاهچال، انبار، پلههای بلندی که طبقة همکف را به طبقة دوم میپیوندد، «پشن» که همان «توالت» باشد، هال که به زبان محلی به آن «چغم» میگویند، اتاق نسبتاً بزرگی که محل پذیرایی میهمان است، اتاق کوچکتری که نشیمنگاه دائمی ساکنان خانه است، و «سومه» که مقر زمستانی خانواده است به اضافه تالار که عبارت از ایوان کوچکی است قسمتهای یک خانه بزرگ و کامل را در ماسوله تشکیل میدهد. خانههای کوچکتر سادهتر است و فضای کمتری دارد. ماسولهای خانههای خود را با خشت و سنگ و تیرهای چوبی و سرخس وحشی میساختند. سرخس وحشی یا به زبان محلی «خَزف» بهطور خودرو در ماسوله و اطراف آن به فراوانی میروید و عایق آب است. اکثر ماسولهایها سالی یک بار رو بنای خانههای خود را با گلی زرد و بام آن را با گل کبود که هر دو از کنارة «ماسوله رودخان» به دست میآید اندود میکنند.
قلعه رودخان عظیمترین دژ نظامی و حکومتی گیلان در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت شهرستان سرسبز فومن در جنوب غربی استان گیلان، بقایای دژ مستحکم و عظیمی خودنمایی میکند که هیبت و صلابت آن هر بینندهای را مسحور و متحیر میسازد. این قلعه مهم تاریخی که مدتها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است از بزرگترین و با عظمتترین دژهای نظامی گیلان و حتی ایران به شمار میآید. مساحت قلعه، بالغ بر 50 هزار مترمربع و در ارتفاع 600 متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است. برخی از صاحب نظران، بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان نسبت دادهاند. قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا گردیده و از پایگاههای مبارزاتی اسماعیلیان محسوب میشده است. برای رسیدن به قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات میرسیم که از این روستا تا محل قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که در حال حاضر بیشتر مسافت آن در قالب طرح پارک جنگلی سنگ چین و شنریزی شده است.
بخش شرقی قلعه شامل: دوازده ورودی، زندان، در اضطراری، حمام و آبریزگاه و همچنین چند واحد مسکونی؛ و بخش غربی دارای دوازده ورودی، چشمه، حوض، آب انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه، شاهنشین و چند واحد مسکونی که با برج و بارو محصور شده است.با توجه به اینکه شهر فومن دوران طولانی مرکز حکومت گیلان، پس از خاندان اسحاقوند بوده است، اهمیت قلعه بیش از پیش قابل توجه است. کتیبهای که متعلق به این قلعه است و هم اکنون در گنجینه رشت نگهداری میشود، حاکی از آن است که برای اولین بار در سال 918 هجری (13-1512 میلادی) تا 921 هجری (16-1515 میلادی) به فرمان «سلطان حسامالدین امیر دباج بن امیر علاءالدین اسحقی، مرمت گردیده است. از این رو به قلعه حسامی نیز شهرت دارد. این قلعه از دو بخش ارگ (محل زندگی پادشاه و حرمسرای وی) و قورخانه (محل فعالیتهای نظامی و زندگی سربازان) تشکیل شده است. ارگ در قسمت غربی این بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراولخانهها در قسمت شرقی به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزنههای متعدد بر محیط اطراف مسلط است. چشمهای در میان قلعه و گودترین محل آن وجود دارد. | |
قلعه رودخان کهن ترین دژ نظامی گیلان
قلعه رودخان میراث مهمی است از دژهای نظامی حکومتی درگیلان ، این قلعه مهم تاریخی که مدت هـا مرکز فرمانروایان گیـلان بوده است از بزرگترین و با عظمت ترین دژ هـای نظامی گیلان و حتی ایران محسوب می شود .
قلعه رودخان در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن واقع شده است . مساحت قلعه بالغ بر 50 هزار مترمربع و درارتفاعی بیش از 600 متر دربلندترین نقطه کوه واقع شده است .
برخی از کارشناسان بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان نسبت داده اند . این قلعه در زمان سلجوقیان در قرن 5 و 6 هجری قمری تجدید بنا شده و از پایگاههای مبارزاتی اسماعیلیان بشمار می رفته است .
برای رسیدن به قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت ، کرد محله ، سیاه کش ، شمس تالان ، گوران پس ، هولس کام ، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می رسیم که از این روستا تا محل قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است
بنای قلعه رودخان یکی از عجایب معماری گیلان بشمار میرود و به رودخان شفت و قلعه حسامی که به حسام الدین بن امیر منسوب است نیز شهرت دارد .
برای نحستین بار درسال 1830 میلادی الکساندر شودزکو خچکو محقـق لهستانی الاصل در گیلان به بررسی و تحقیق پرداخته و متوجه این قلعه شد و در یاد داشت های خود موقعیت
این بنا را به ثبت رساند . اودرباره قلعه رودخان می نویسد :
« قلعه رودخان ، دژی است بربالای کوهی درقسمت علیای رودخانه ای به همین نام ، روی آن از سنگ و آجر است ، طرفین در ورودی دو برج مستحکم دفاعی است و بر بالای دروازه اصلی ورودی کتیبه ای است ، این کتیبه کشف و خوانده شده و درحال حاضر در موزه رشت نگهداری می شود . »
« این قلعه برای نخستین بار در سال 918 تا 921 ه . ق برای سلطان حسام الدین امیر دباج بن امیر علاء الدین اسحق تجدید بنا شده است . »
سلاطین اسحاقوند که 550 تا 1002 ه . ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمروایی داشته اند و نسبت خود را به اشکانیان می رساننداز این قلعه با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات نیز در تجدید و مرمت آن همت گماشته اند بطوری که در سال 918 ه . ق به امر حسام الدین تجدید بنا ی آن آغاز شد و درسال 920 ه . ق به اتمام رسید .
توصیف قلعه :
قلعه رودخان از دو بخش ارگ ( محل زندگی حاکم و حرمسرای وی ) و قورخانه ( محل فعالیت های نظامی و زندگی سربازان ) تشکیل شده است .
ارگ درقسمت غربی این بنا در دوطبقه واقع شده است . ارگ درقسمت غربی این بنا در دو طبقه واقع شده است و جنس آن آجر است .
قراول خانه ها در قسمت شرقی در دوطبقه با نورگیرها در روزنه های متعدد بر اطراف مسلط است . چشمه ای نیز میان قلعه و گودترین محل آن وجود دارد .
بخش شرقی قلعه شامل : دروازه ورودی ، زندان ، در اضطراری ، حمام ، آبریزگاه .بخش غربی دوازده ورودی دارد ، چشمه ، حوض ، آب انبار ، سردخانه ، حمام ، آبریزگاه ،شاه نشین و چند واحد مسکونی که با برج و بارو محصور شده اند .
چهل برج دیده بانی دور تا دور قلعه را احاطه کرده که اتاق های هشت ضلعی آن با طاق های گنبدی پوشانده شده است .
دورتادور دیوارها و برج ها روزنه هایی شیب دار دیده می شود که برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده اند .
لازم به ذکر است که در طول تاریخ قلعه ، هیچگاه دشمن به آن نفوذ نکرده و نتوانسته است آن را فتح کند .
طبیعت منطقه رودخان
از روستای قلعه رودخان تا خود قلعه طبیعت بسیار زیبا و چشم اندازهای زیادی وجود دارد که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند . در مسیر صعود به قلعه درختانی با قدمت زیاد به سمت آسمان سر برافراشته اند و نور از لابه لای شاخه های این درختان به پایین می ریزد . در سمت راست قلعه رودخانه ای به همین نام قرارداد که از ارتفاعات سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال درجریان است .
شرایط اقلیمی و رطوبت بسیار زیاد که در رویش گیاهان خودرو و درختان تنومند چند صد ساله موثر بوده است ، عامل اصلی در تخریب این بنا بشمار می رود .
این قلعه از هدایت خان حکمران فومن در دوره کربم خان زند به حال خود رها و بطور کلی متروک شد .
عوامل گیاهی و درختان قطور که سراسر قلعه را در خود فرو برده اند در فرسایش عناصر معماری و ریزش برج و بارو و قراول خانه ها تاثیر زیادی داشته است .
هم چنین وجو.د پرتگاههای عمیق ، قراول خانه مطبق ، تقسیم بندی مواضع نگهبانی ، دیواره های بلند دفاعی همه و همه حکایت از موقعیت استراتژیکی قلعه دارد ، نشان می دهد صد ها سال پیش اجداد ما از اصول پیشرفته علمی و دفاعی بهره مند بوده اند .
نخستین کاوش و پژوهش های باستان شناسی در سال 1379 به سرپرستی رضا صدر کبیر انجام شد . دومین فصل کاوش در سال 82 توسط شهرام رامین انجام گردید بااین هدف که قدمت دقیق قلعه معلوم شود . شناسایی آثار باستانی در قسمت های ناشناخته پیگیری و برای مشخص کردن لایه های استقرایی قلعه اقداماتی صورت گرفت .
و این برنامه با حفاری و خاکبرداری درجهت غرب قلعه از بیستم مرداد ماه تا چهارم مرداد 84 به مدت 45 روز ادامه یافت و بطور کلی منطقه شمال غربی و جنوب غربی آن پاکسازی شد . از اقداماتی که در جهت ترمیم و بازسازی قلعه صورت گرفته میتوان از :
پاک سازی و علف زدایی از محوطه اثر ، تهیه مدارک فنی مربوط به بخش های میانی ، تجهیز کارگاه و انجام حفاظت های اضطراری و موضعی ، مرمت قسمتی از برج های ورودی و ضلع شمالی ، ترمیم سقف قسمت هایی از بخش میانی ، رطوبت زدایی از بنا ، ساخت درها و پنجره های چوبی ، نصب تاسیسات برقی ، بند کشی فضاهای داخلی و تهیه ونصب تابلو های راهنما شامل ویژگی ها و تاریخچه بنا و موقعیت آن نام برد
شیون فومنی (میر احمد سید فخری نژاد) از شاعران محبوب و مشهور خطه ی شمال در سال 1325ه ش در شهرستان فومن دیده به جهان گشود او تحصیلات ابتدایی و سه ساله ی خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ نمود و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی -1345 در آنجا گذراند. شیون در سال 1346 وارد سپاهی دانش در طارم زنجان شد و یکسال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمدودر سال 1348 وارد زندگی زناشویی شد در کوچی عهده دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال 1351 با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کرد و عاشقانه به رسالت خود که همانا تعلیم و تربیت بود پرداخت و پس از آن نیز دردیگر نقاط گیلان به این شغل شریف باز هم ادامه داد. او در سال 1374 مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز به تهران کوچ کرد و در همین سال با توجه به درد بیشمار موفق به اخذ فوق دیپلم (تجربی) از دانشگاه تربیت معلم گشت. شیون در سال 1376 ه.ش پس از سالها تدریس و تعلیم و تربیت فرزندان این خاک طربناک بازنشسته شد. او در شهریورماه 1377 پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهرانروی از نقاب خاک کشید. آرامگاهش در بقعه سلیمانداراب رشت بنا به وصیتش در کنار سردار بزرگ میرزا کوچک جنگلی است. او علاوه بر آثار ارزشمند و ماندگار چهار فرزند به نام های حامد – کاوه – دامون و آنک – دختر قصیده نذر – نیز به یادگار نهاد. آثار ادبی و هنری شیون فومنی شیون فومنی یکی از شاعران نیرومند زمان ما بود که وی را باید شاعر دو زبانه نامید. بطور کلی شاعران دو زبانه هم در عوام و مردم منطقه خود رسوخ می کنند و هم در گستره ی ملی جایگاه ویژه می یابند. شیون فومنی به عنوان یکی از شاعران موفق دو زبانه در حوزه شعر محلی و بومی گیلکی را که داشت در محاق فراموشی قرار می گرفت سینه به سینه تا آنسوی مرزهای کشورمان اشاعه و ارائه نمود و جاودانه گشت و از سوی دیگر در حوزه شعر فارسی با انتشار مجموعه های شعر فارسی و ارائه قالبهای معمول و مرسوم شعر فارسی از شاعران تأثیر گذار و توانای شعر معاصر بشمار می رود. تحقیق و پژوهش در زمینه ی فرهنگ، و ادب گیلان و ارائه مجموعه اشعار گیلکی در قالب غزلیات، منظومه ها و دو بینی های محلی است از جمله آثار قابل تأمل و ماندگار اوست. علاوه بر اینها، ترانه سرایی یکی از جنبه های ادبی و هنری شیون است که با مهارت، چیرگی و تسلط بر موسیقی، آواها و ملودی های محلی و فارسی از وی بعنوان موفق ترین شاعر ترانه سرا شناخت که در این حوزه ترانه های متعددی از وی به وسیله خوانندگان نامور خوانده شده است. پرداختن به شعر فارسی از تبحر و قریحه ی سرشار شاعرانه ی شیون است که با انتشار مجموعه اشعار فارسی از تبحر و قریحه ی سرشار شاعرانه ی شیون است که با انتشار مجموعه اشعار فارسی نشان داد از توانایی ها و برجستگی ادبی برخوردار است و از این نظر گاه شیون، شعر و زبان شعری خود را محدود به یک زبان، لهجه و منطقه ننمود با بهره گیری از فرهنگ و زبان مادری خود در عرصه ی زبان و فرهنگ ملی که همانا شعر فارسی است پروازهای دیدنی یی داشته است. شیون در کنار شعر گیلکی و شعر فارسی فعالیتهای پر دغدغه ای در سایر حوزه های ادبی داشته است از آنجمله: شعر و ادبیات کودکان، قصه، داستان کوتاه و فیلمنامه (سناریو) از دیگر آثار ارزشمند اوست که طبعاً برشی دیگر از توانایی های وی بشمار می رود. آثار فارسی شیون شیون فومنی در شعر فارسی در دو شیوه کلاسیک و نو اشعار ماندگاری را از خود به یادگار نهاده است. غزل های شیون، از برجسته ترین غزل های معاصر شعر فارسی است که وی را در ردیف ممتازترین شاعر غزلسرا در حوزه ی غزل امروز نئوکلاسیک قرارداده است. غزل های شیون، شیوه ی تخیل و مضمون پردازی شاعران سبک هندی، تشبیهات، استعارات، تصاویر و زبان امروزی همراه با تمثیل، ترکیب سازی، مضمون یا بی و پارادوکس های زیبایی را در خود دارد که البته همه اینها در کنار عناصر بومی و چه با اصطلاحات و ترکیبات زبانی گیلک، همانند: این سفر (این دفعه)، وعده خلافی، خرسخواری، تن شده، چموش پا تاوه و ... به واقع دیده می شود که کلمات را به راحتی دستکاری می کند و با انها فضای تخیلی می سازد. در غزل های او حتی قافیه ها بسیار طبیعی و زیبا بجا می نمایند. خود او می گوید: وزن و قافیه و ردیف اگر اندیشیده آید پوشال کم بهایی است که خار کنی را به کار نمی رود. تشخیص زبانی او مربوط به گزینش لطیف ترین واژه ها رایج است و ناخودآگاه از واژه های خشک و خشن پرهیز می کند وی بلاغت را با تخیل و زیبایی در کنار هم نشانده است؛ به ویژه که سراسر اشعار و مجموعه های او هوای شمال را دارد و فضای گیلان را می توان در شعر او به وضوح مشاهده کرد. این گونه بومگرایی که از عناصر سبکی اوست، یکی از محصولات نو گرایی نیمایی است که شاعر را با محیط خویش، پیوند می دهد. در کنار غزل در حوزه اشعار کلاسیک، رباعی، دو بیتی، مثنوی، قصیده از جمله طبع آزمایی های شاعر بوده است که همواره با توجه به ظرفیت قالبها مشاهده توانمندیها و موفقیتهای شیون هستیم. امّا اشعار نو و اشعار سپید از پر دغدغه ترین لحظه های سرودن شاعر بوده است که چهره دیگر شاعر را در این قالب به خوبی می بینیم که چقدر از ظرفیتهای بیانی، زبانی، عاطفی و ... شاعر را با خود به همراه داشته است که تا بدان پایه شاعری با آنهمه غزل های زیبا و دلنشین گرایش خاصی به سرودن اشعار سپید نشان می دهد. 1- پیش پای برگ (برگزیده اشعار): این مجموعه شعر برگرفته و برگزیده اشعار فارسی شاعر از قالب غزل، مثنوی، رباعی، دو بیتی، نو و سپید از اواخر دهه چهل تا اوایل دهه هفتاد سالهای شاعری شیون است. ناشر: شاعر، چاپ اول بهار 1374. 2- یک آسمان پرواز (برگزیده اشعار): این مجموعه شعر برگرفته و برگزیده اشعار فارسی شاعر از قالب غزل، رباعی، دو بیتی، شعر نو، شعر سپید از اواخر دهه چهل تا اوایل دهه هفتاد سالهای شاعری شیون است. ناشر: شاعر، چاپ اول بهار 1374. 4- رودخانه در بهار: این مجموعه در برگیرنده ی اشعار سپید شاعر همراه با مقدمه ای از شیون در باب دیدگاه وی از شعر و زبان شعری است، به کوشش: حامد فومنی، ناشر: خجسته، چاپ اول 1378. 5- کوچه باغ حرف: این مجموعه در برگیرنده ی کلیه اشعار شاعر در قالب رباعی است که در یک کتاب گردآوری و تدوین شده است، به کوشش: حامد فومنی. ناشر: هدایت، چاپ اول 1382. شعر گیلکی شیون فومنی شیون فومنی با عنوان مردمی ترین شاعر گیلان در اشعار گیلکی خود از حکایت های فولکوریک محلی سود بسیار برده است. زبان شعر گیلکی و بسیار ساده و روان است و این همه مدیون اصلاحات و کنایات آشنای بومی و افسانه ها و باورهای محلی و تأثیر محیط زیبایی گیلان و نیز تصویر اوضاع معیشتی مردم آن سامان است، چنین است که مردم این خطخ خود را در شعر او می یابند و با شعرش احساس پیوند و نزدیکی می کنند و از این چشم انداز از وی می توان بعنوان یگانه شاعر معاصر شعر گیلکی نام برد که شعرش دارای مخاطب است. قدرت در تکنیک روایت، از جمله ساختار روایت، پردازش شخصیت ها در توصیف و در زبان ، غافلگیری گروه پردازی زبان سبک، واژگان، تصاویر و ... شعر او را در پردازش ها، غافگیری روایت، توصیفات، و زبان و ساختار روایت بسیار نیرومند نموده است. بطور کلی قدرت شعر محلی شیون در سه امر نهفته است: شیوه ی روایت، طنز و زبان پرداخته. در شعر شیون دو ویژگی دیده می شود او شاعری است: طنز گو و جدی، امّا شیطنتی در بیان او نهفته است که همیشه حتی در اشعار جدی نیز او را شاد نشان می دهد. اما در شعر محلی او طنز غالب است، چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم، یعنی گاهی مستقیماً مورد شلاق طنز می گیرد و گاهی خود را به جای مورد می گذارد و در معرض تاخت و تاز قرار می دهد. ابزارهای طنز شیون در روایت، عبارتند از: کنایه، ضرب المثل های عامیانه، شخصیت پردازی، توصیف، تشبیه و مقایسه، مناظره، نکته گیری و حاضر جوابی و محاوره گرایی. شعر گیلگی با حضور شنیدن جان و طراوتی دیگر به خود گرفت و شیون با ارائه اشعار شیوای گیلکی در قالب نوار کاست صوتی تحول عظیمی در ادب گیلکی ایجاد نمود. ارائه شش کاست نوار شعر گیلکی با صدار شاعر، سال انتشار 1357 تا 1364 و ارائه هفتمین نوار کاست گیله اوخان به کوشش فرزند شاعر حامد فومنی با همکاری هنرمندان گیلانی در قالب منظومه محلی نمایشی، سال انتشار فروردین 1382 مجموعه نوار کاست گیلکی شیون فومنی عبارتند از: گیله اوخان 1 شامل : مره نه دوندگی ترانه پرچین پهلوان ترانه کاس برار پاخاری(غزل) منظومه فوخوس درد دیل به؟ نیبه (غزل) ترانه برگ نار منظومه آقادار ترانه ماری ماری جنگل (غزل) یگیله اوخان 2 شامل: مجموعه های دو بیتی گیلکی گیله اوخان 3 شامل: غزلهای قبله نما وطن میرزا تنگه لنگه و مخمس میزقانچی منظومه گاب گیله اوخان 4 شامل: غزل انعام رخش و مخمس "بی بی بی چادری " منظومه هیچ گیله اوخان 5 شامل: منظومه گیشه دمرده بیست دوبیتی محلی گیلکی گیله اوخان 6 شامل: پنج غزل محلی گیلکی بیست دوبیتی محلی گیلکی گیله اوخان 7 شامل: منظومه "گاب دکفته بازار" ترانه محلی "سل کول نی زن" | |
|
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید. « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. » تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
|
آب در اساطیر ایران باستان آب یکی از مقدس ترین عناصر طبیعی نزد ایرانیان باستان به شمار می رفته است. بر طبق باورهای اساطیری ایرانیان باستان، آب در گاهنبار دوم، از گاهنبارهای ششگانه آفرینش، آفریده شده است و زمان آفرینش آن میانه تیر ماه بوده است. بر طبق این باورها، آفرینش آب پس از آفرینش آسمان و پیش از آفرینش سایر موجودات صورت پذیرفته است:
« و نخستین چیزی که قبل از جانوران آفرید، آب بود و آسمان. خدا بر آب بود و چون خواست که خلق را بیافریند، از آن بخاری بیرون آورد و بخار بالای آب برآمد و آن را آسمان نامید.آن گاه آب را بخشکانید و آن را زمین کرد. آن گاه زمین را بشکافت و هفت زمین کرد...»
مطابق اساطیر ایران باستان،« خرداد» یکی از مینویان است که از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت.سپس آن را به « تیر» که «تشتر» بود سپرد و تشتر به یاری فروردین که فروهر پرهیزگاران است، آب را به مینویی به باد سپرد، باد هم آن را به نیکویی به کشورها راهبر شد و از طریق آسمان آن را به همه جا رساند و با افزار ابر، بر جهان بباراند.
ایرانیان باستان بر این باور بودند که قطرات باران را ایزد تشتر ( تیشتریه) ساخت و باد آن ها را به یک سو برد تا از آن دریای گیهانی ( فراخکرد)، وروکشه، یا دریای بی انتها را تشکیل دهد که آن سوی قله البرز قرار دارد. این دریا چنان وسیع بوده است که هزاران دریاچه را در بر می گرفته است و این دریاچه ها چشمه های ایزدبانو اناهیتا بوده اند. در میان این دریا دو درخت قرار دارد: درخت « در بر دارنده همه تخم ها» که از آن همه درختان منشعب می شوند، و درخت« گوکرنه» یا «هوم سفید» که همه مردمان اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان از آن دریافت می دارند. پس از آن سه دریای بزرگ و بیست دریای کوچک تشکیل شد. دو رودخانه در زمین جاری شدند. یکی از شمال به سوی باختر روان شد و دیگری از شمال به سوی خاور جاری گشت، و هر دو این رود ها پس از این که دو انتهای زمین را پیمودند، سرانجام به دریای گیهانی ریختند و در آن درهم آمیختند.
ایرانیان باستان آب را یکی از ایزدان مقدس می شمردند و او را تقدیس و تکریم می کردند. نقش آفرینندگی و زایایی آب از روزگاران کهن برای ایرانیان باستان شناخته شده بود و در اوستا، بارها به این نقش و اهمیت و تقدس آب اشاره شده است. در « آبان یشت» و «تیریشت» در باره اهمیت و احترام آب، بحث شده است و آب موجودی مقدس و قابل نیایش معرفی شده است.« آناهیتا» نیز به عنوان ایزدبانوی آب و باروری و پاکیزگی، بارها و به مناسبت های مختلف ستوده و تکریم شده است.
ایرانیان باستان آب جاری را مقدس می شمردند و به هیچ وجه آن را نمی آلودند و در تمیز نگاه داشتن آن دقت و وتوجه خاصی به کار می بردند. هم چنین با انجام مراسم ویژه ای، به مناسبت های خاص، برای آب قربانی می کرده و نثار می داده اند. به این منظور گودالی کنار آب- رود یا دریا یا سرچشمه آب- می کنده اند و قربانی را در آن جا خون می ریختند تا خونش آب را آلوده نکند.
ابوریحان در آثار الباقیه می نویسد که:
«روز یازدهم ( اسفند) روز خور است که اول گهنبار دوم باشد و آخر آن روز دیبمهر است که مدیوشم گاه نام دارد و در این روز بود که خداوند آب را آفرید.»
هشتمین ماه سال، و دهمین روز هر ماه، به نام عنصر حیاتی و مقدس آب، « آبان» نام گذاری شده است. « - ان» در انتهای این واژه نه نشانه نسبت، که نشانه جمع است و آبن به مفهوم آب ها می باشد. نزد ایرانیان باستان، عنصر آب دو فرشته نگهبان داشته است، یکی « ایم ناپات» و دیگری « اناهیتا» که به عنوان فرشته مخصوص آب از ارزش و اعتبار ویژه ای برخوردار، و بسیار مقدس و مکرم بوده است. در « آبان یشت» در باره شکوه و جلال و تقدس آن به تفصیل بحث شده است. نام کامل این فرشته « اردویسور اناهیتا» بوده است و معنای این نام، رود توانای پاکیزه، یا آب های نیرومند بی آلایش است.اردوی هم نام رودی است افسانه ای هم به مفهوم پر برکت و حاصل خیز است. سورا به معنی نیرومند است و اناهیتا به معنی پاکیزه. اناهیتا فرشته نگهبان عنصر آب است. این نام در ادبیات فارسی به صورت های گوناگون، از جمله، ناهید، ناهد، ناهده، ناهیده و ناهی ثبت شده است. هم چنین در فارسی، ناهید(اناهیتا) نام دیگری برای ستاره زهره است. بخشی از « آبان یشت» که یکی از بلند ترین یشت های اوستا است، به توصیف و ستایش اناهیتا اختصاص یافته است. بخش دیگر به ذکر پادشاهان و پهلوانانی می پردازد که برای اناهیتا قربانی داده اند و او را گرامی داشته اند. قطعه دیگری هم در ستایش اناهیتا هست که نامش « آبان نیایش» است. در اوستا این ایزد بانو به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا و پری پیکر، نیرومند و درخشان، پاک و آزاده وصف شده است. اناهیتا، مطابق توصیف اوستا، تن پوشی زرین به بر دارد و در دستش دست آویزهای گرانبها و بر گوشش گوشواره های زرین و بر گردنش سینه آویزی از گوهر ناب آویزان است و بر سرش تاج زرین هشت پر هزار ستاره، آراسته به صد ستاره و زیورهای شایگان گران بها و درخشان نمایان است. این توصیف های روشن و گویا نشان دهنده این واقعیت است که از زمان های باستان، تندیس های این ایزدبانو در آیین های نیایش و پرستش او به کار می رفته است. اناهیتا ایزد بانوی محبوب بسیاری از سرزمین ها از غرب ایران باستان تا ارمنستان و اناتولی، و از بابل و دمشق تا سارد و شوش، بوده و در سراسر این مناطق معبد های بسیاری برای نیایش و عبادت او برپا بوده است. اناهیتا حامی عشق پاک و بی پیرایه است که اساس پیمان همسری و تشکیل خانواده های سالم و پاک نهاد است. او از عشق پاک در برابر شهوات آلوده، و از خانواده پاک در برابر بی بند و باری، هرزگی و پتیارگی دفاع می کند و نگهبان و پاسدار شرافت و پاک روانی و بی آلایشی است. اناهیتا سرچشمه همه آب های روی زمین است. او سرچشمه و مایه همه ثمربخشی و باروری هاست؛ نطفه همه نران را پاک می گرداند، بطن همه مادگان را تطهیر می کند و شیر را در پستان مادران پاک می سازد. در حالی که در جایگاه آسمانی خود، در میان ستارگان، قرار دارد، سرچشمه دریای گیهانی است. اناهیتا بر گردونه ای سوار است که آن را چهار اسب نر می برند و این چهار اسب عبارتند از باد، باران، ابر و تگرگ. برای پیروزی بر دیوان و دشمنان باید از او یاری خواست. هرمزد او را می ستاید. هوشنگ، جمشید، اژی دهاگ، فریدون، گرشاسب، افراسیاب، کاوس و دیگران به درگاه او قربانی می کنند و برآمدن نیازهای خود را از او می خواهند.
« آبان» در واژه نامه بندهش، یکی از امشاسپندان و از خویشان نیلوفر و ایزد حامی زمین و همکار سپندارمذ معرفی شده است. هم چنین « آبان فره» را به مفهوم دارنده فره آب ها ، به عنوان لقب اناهیتا به کار رفته است. بر طبق این نمادها و نشانه ها، در اساطیر ایران باستان، آبان با اناهیتا و آب و نیلوفر، به مفهوم نشانه و رمز آفرینش و پاکی و شفافیت و بی آلایشی، پیوند عمیق و ناگسستنی معنوی و باطنی دارد. در ایران باستان در آبان روز از ماه آبان که روز دهم آبان ماه بود جشنی سرورآمیز بر پای می داشتند که آن را « آبانگان» می نامیدند و در طی این جشن یکی از مراسم مهم نوشیدن شراب فراوان بوده است. مهم ترین حوادث اساطیری که در روز« آبانگان» روی داده است، بر طبق روایت ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه، این ها هستند:
« در این روز زو پسر تهماسب به شاهی رسید و مردمان را به حفر انهار و تعمیر آن امر کرد و در این روز به کشورهای هفت گانه خبر رسید که فریدون بیوراسب را اسیر کرده و به سلطنت رسیده و مردم را امر کرده که دوباره خانه ها و اهل خود را مالک شوند و خود را کدخدا بنامند یعنی صاحب خانه و خود او نیز به خانه و خانواده خود فرمانروا شد و شروع به امر و نهی و گیر و دار نمود.»
روایت دیگری که در بیان اهمیت تاریخی و اساطیری این روز یاد کرده اند این است که چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید و خشکسالی سخت پیش امد و مردم بسیاری تلف شدند و خیلی ها مجبور به ترک شهر و دیار شدند، سرانجام با قربانی کردن های بسیار و نیایش های فراوان نثار درگاه اناهیتا، در روز آبانگان باران شروع به باریدن کرد و به همبن دلیل از آن تاریخ ایرانیان باستان، این روز را چونان عیدی بزرگ جشن می گیرند و مراسم نیایش و گرامیداشت اناهیتا را برگزار می کنند.
سنت ها و باورهای مربوط به تقدس و ارجمندی آب هنوز هم میان ایرانیان وجود دارد و در آداب و رسوم و اعتقادات آن ها پابرجاست. در مراسم عروسی، رسم بوده که بر سر عروس آب می ریخته اند، هم چنین پیش از پیمان زناشویی بستن رسم بوده که عروس و داماد به یکدیگر در کاسه ای آب نگاه کنند و سپس هر دو از آن بنوشند. آب ریختن پشت پای مسافران و در ظرف آب به دنبال گمشده ها گشتن از دیگر رسوم مربوط به تقدس و کرامت آب است.
|
| |||||